تبلیغات
مداد سفید - حرف هایی که باید گفته می شد

حرف هایی که باید گفته می شد

شاید این نوشته بتونه زندگی خیلی ها رو تغییر بده
پس حوصله بــِـ خرج بدین و بخونید!

  میخواستم اولین پست وبلاگم یه خاطره خوب باشـه، ولی مثل اینکه برعکس شده. نه تنها خاطره خوبی نیست، بلکه شده بدترین روز عمرم.
دلم خیلی پره، نمیدونم از کجا شروع کنم. شاید بعضیا بگن یه مرد به این سادگیا درداشو پیش همه نمیگه. ولی این که فقط درد من نیست، درد خیلی ها همینه، درد جامعمونه. جامعه ای که پر از آدمای کثیفه، جامعه ای که توی اون نمیشه به کسی اعتماد کرد، چه دوست، چه همسایه، یا حتی خانوادتـ.
  جامعه ای که توی اون هیچکس امین نیست، امانت دار نیست، خائن ها حتی از مار تو آستین بهت نزدیکترن، بدترن.
  شاید این درد دامن خیلی ها رو گرفته باشه، خیلی ها میفهمن که من چی میگم، خیلیا زخم خوردن.
مشکل ما مال دیروز و امروز نیست، مال هفته پیش یا ماه قبلشم نیست، این کثافت خیلی وقته که جامعه ما رو به گند کشیده، خیلی وقته که طعم زندگی خوب رو از یاد ماها برده.
  دست رو آدم خاصی نمیذارم، یعنی نمیشه که گفت فقط فلانی مقصر تمام این قضایاست. همه ما اشتباه کردیم، همهِ ما مقصریم. همه ما باعثش بودیم، باعث این بی اعتمادی ها، باعث این همه نا امنی، این همه ...
  ما منتظر چی هستیم؟ منتظر اونی که قراره بیاد و دنیا رو آباد کنه؟ منتظر اونی که قراره بیاد و ما رو خوشبخت کنه، زندگی خوب به هممون بده، یه دنیایی که هیچکس توی اون بد نباشه دنیایی که همه برابر باشن، برادر باشن؟ واقعا شما منتظرشین؟ به خدا دروغه اگه بگین هستین، اگه بگین که دوست دارین همچین دنیایی رو. کافر که منتظر نعمت خدا نمیشینه! میشینه؟ یعنی با عقل جور در میاد که یکی از یک طرف کفر کنه و از طرف دیگه منتظر باشه تا خدا نعمتاشو به پاش بریزه؟ اگه یکم دقت کنید میبینید که ما با همچین آدمی هیچ فرقی نداریم. تا وقتی که ما آدما یاد نگیریم که درست زندگی کنیم، یاد نگیریم که کنار هم زندگی کنیم، با خوبی و خوش رویی، هیچ امام زمانی در کار نیست. میفهمین چی میگم؟! (دَر کــآر نیــستـ)(نمی آیـَــد)(ظهور نمی کـُنــَـد). افتـاد؟ جنابالی انتظار نداری که امام زمان تو این بلبشو ظهور کنه بزنه همه آمریکایی ها رو بکشه بعد شما هم خوش و خورّم در کنار هم زندگی کنید! نه داداش من. نه آبجی. اینجوریا نیست. امام زمان که بیاد اول از خود ماها شروع میکنه، از ما که ادعای مسلمونیمون میشه، از ما که به مثلـاً قراره پیرو اون باشیم. نمیگم همه بدن، نمیگم که همه با هم لجن، نـَـه من همچین جسارتی نمیکنم. آدمای زیادی هستن که خوبن، گلن، هوای همدیگه رو دارن، حتی شاید خود شما که دارین این مطلبو میخونین یکی از این آدما باشین. پس فکر نکنید که من دارم همه جامعه رو زیر سوال میبرم. روی صحبت من با اوناست که بیخیال از حال و روز همسایه مریضشون زندگی میکنن و دلشون به حال بچه های گرسنه تو آفریقا میسوزه. روی صحبت من با اوناست که نعمتای خدا رو میخورن و شکر گذارش نیستن، با اونا که فقط دنبال گنده کردن شکمشونن و حاضرن به خاطر اینکه خودشون یه پولی به جیب بزنن همدیگه رو بدبخت کنن، طرف من اونایی هستن که حسادت میکنن، اونایی که خساست میکنن و حتی اونایی که حال همدیگه رو بد میکنن. اونایی که میزنن و در میرن، اونایی که نزول میخورن و دروغ میگن. طرف من اونیه که به ناموس مردم نظر داره، اونی که واسه یه شب عیش و نوش خودش حاضره تا آخر عمر یه دختر رو بدبخت کنه. آخه لعنتی مگه ناموس خودتم بین این مردم نیست؟ مگه توام خواهر یا زن نداری؟ مگه بقیه چه گناهی کردن که باید پای ندونم کاری های تو بسوزن، یه خورده شرف، به خورده انسانیت، یکم آدم باش. خوبه یکی با خواهرت، با زنت، یا با دخترت که تازه بلوغش تموم شده این کارو بکنه؟ نگو خودش میخواست، نگو که خودش راضی بود پس گناهی نیست. نه داداش من اینجوریا نیست، قبل توام یکی دیگه بوده، قبل از اون دیگری، و قبل از همه یه اولین نفری بوده که این آدمو به کثافت کشیده، وقتی که این اولین نفرا توی جامعه نباشن اونوقت میشه سالم بود، زندگی کرد، آینده داشت.
  نـَـ، فقط پسرا رو زیر سوال نمیبرم، دختر خانومی که با ناز و عشوه تو خیابون راه میری، شلوار تنگ میپوشی، مانتو کوتاه تن میکنی، ماتیک قرمز میکشی. بله خود شما هم مقصری، آدم مث گاو میمونه، چشمش به سبزه بیفته، دلش میخواد، حوس میکننه. واسه کی خوشگل میکنی میری تو خیابون؟ واسه کی موهاتو رنگ میکنی و به اندازه دو متر از شالت میندازی بیرون؟ واسه کی ...
  وقتی شما عشوه نریختیو خودتو واسه پسر جماعت لوس نکردی و نکشوندیش سمت خودت(ینی به اصطلاح کرم نریختی) اونوقت اگه یکی اومد گیر داد بهت میتونی بگی کرم از اون بوده، میتونی بگی من گناهی نداشتم، میتونی بگی نجابتت رو زیر پا گذاشتن، غرور زنونت رو خورد کردن.

  بـَسه یا بازم از کثافت کاری های توی جامعه حرف بزنم؟ کافیه یا بازم به روتون بیارم که با چه آدمای کثیفی زندگی میکنین؟ بازم بگم از چه لقمه های حرومی که نخوردین، از رفاقت هایی که زیر پا نذاشتین، از حق پدر مادری که الان گوشه خانه سالمندان داره غصه میخوره و منتظر بچش از در بیاد تو؟ بگم از اشکای دختر بچه ای که چون باباش پول نداره واسش لباس بخره، بچه های مدرسش مسخرش میکنن؟ بگم از شرمندگی یه مــرد جلو زن و بچش. لعنتـیا چرا فکر میکنین که خدا اینا رو نمیبینه؟ چرا فکر میکنین که خدا دست رو دست گذاشته و هیچ کاری نمیکنه؟ انتظار دارین چی بهتون بگه؟ دستتون درد نکنه که دارین حق همدیگه رو ضایع میکنید؟ بگه دستتون درد نکنه که گناه میکنید؟ کفر میکنید..
  آخه شما که خودتونم به خودتون رحم نمیکنید، دیگه چه انتظاری از غریبه ها دارین، چه انتظاری از خدا دارین.

  حرف من اینه.. تا خودتون "واقعا" نخواین، چیزی حل نمیشه. اول از همه باید از خودمون شروع کنیم، اول از همه باید خودمون رو اصلاح کنیم، خودمون پاک باشیم. وقتی خودمون خوب بودیم و دیگران بد، اونوقت میتونیم بگیم که ما تلاش خودمون رو کردیم، میتونیم بگیم ما هم بخشی از آدمای خوب این جامعه بودیم، ما هم از اونایی بودیم که میخواستیم این دنیا رو آباد کنیم.
  اینجوری فکر نکنید که چون بقیه بدن بذار منم بد باشم. این که میگن : «خواهی نشوی رسوا ، همرنگ جماعت شو» دَری وَریه. به خدا شماها معنی درستشو نفهمیدین. وقتی که جماعت پر از رسوایی شده چطوری میخوای همرنگش باشی اما رسوا نباشی؟
  از همین حالا شروع کنید، نمیگم که از همین اول راه بشید مرجع تقلید. نه داداش من. نه آبجی. همچین انتظاری با خریت فرقی نداره. شما از همین الان شروع کن، این متن که تموم شد بشین فکر کن که کجا اشتباه کردی، بشین فکر کن که چجوری میتونی اشتباهات رو کم کنی. یارو معتاده هم که میخواد ترک کنه کم کم ترکش میدن. شما هم سعی کنید که کم کم همه اشتباهاتون رو پیدا کنید و سعی کنید که دیگه تکرارشون نکنید. وقتی که دیدین خودتون آدمِ درستی شدین، اونوقته که میتونید برید سراغ --> "امر به معروف و نهی از منکر" ، اینجاست که میرید تا جامعتون رو اصلاح کنید. آدم هیچوقت با یه دستمال کثیف نمیتونه شیشه رو پاک کنه! میتونه؟ شما هم حکم اون دستمال رو دارین. اگر تمیز باشین میتونید جامعه(شیشه) رو پاک کنید. اگر خدایی نکرده کثیف باشین بدتر میزنید اونجاها هم که تمیزه داغون میکنید.

  امیدوارم که حرفام رو فهمیده باشین، هرجایی هم که دیدین نامفهوم بوده بگین تا من اصلاح کنم و واستون توضیح بدم. 

  سلامتی مریضا، سرطانیا، یتیما، چک برگشتیا، معتادا(واسه خوب شدنشون)، مادر پدرا، بزرگای فامیل، بچه های تو مای بی بی، شیشه پاک کنای سر چهار راه، گل فروشای پشت چراغ قرمز، پلیسای وظیفه شناس، دکترای از خود گذشته، مهندسای آینده ساز، نوجوونای قلم به دست، مجتهدا، طلبه ها، رئیسا و کارمندا، فوتبالیستا و تماشا گرا، مترجما و خارجیا، آمریکایی های(آدم خوباشون)، چشم بادومی های ژاپنی، چینیا با جنسای اعلاشون، کره ای ها، مردم روسیه و آلمان، برزیل و استرالیا، ایتالیا، فلسطین، عربستان یا حتی افغانستان، سلامتی اماممون که همه منتظرشیم، سلامتی شماها، هممون، سلامتی دنیای بزرگی که توشیم، سلامتی فرشته ها(البته بعید میدونم مریض بشن) و واسه خوشحال کردن خدای بالایِ سرمون یه صـَـلواتــ بفرستد و شروع کنید به امید خودش(خدا). مطمئنم که اونم کمکمون میکنه، وقتی که ببینه بنده هاش دارن تلاش میکنن تا دنیایی رو که قراره امام زمان بهشون هدیه بده، خودشون بسازن.
امیر محمّد بابائی
ممنون میشم اگر این مطلب رو بین دوستاتون به اشتراک بذارید.
لینک بدید و یا کپی کنید جایی که دیگران بتونن مطالعه کنن.
امیدوارم که هرچه سریعتر بتونیم به اون چیزی که همه آرزوش رو دارن برسیم.



یه بحث فرعی واسه اونایی که حوصله دارن بخونن: من اول این مطلب نوشتم که امروز بدترین روز زندگیم بود، درسته. امروز یا بهتر بگم امشب، همین چند ساعت پیش، یه خبر خیلی بد رو شنیدم. توی همین کثیف کاری هایی که این بالا گفتم هستش.. ولی به صورت غیر مستقیم.. یه آدم پست که یه آدم بی گناه رو گرفتار ندونم کاری های خودش کرد. من تو این ماجرا خودم رو مقصر میدونم.. چون نبودم که جلوی این اتفاق مزخرف رو بگیرم.. با خدا عهدی بستم که شکستمش.. همین دیشب. ولی اینبار محکم تر از قبل، محکم تر از همیشه، عهد بستم تا زندگی بهتری رو برای خودم و یا دیگری بسازم. امیدوارم که هیچکس طعم تلخی که من امشب چشیدم رو تجربه نکنه.
به خدا میسپارمتون




طبقه بندی: درس زندگی،
برچسب ها:حرف، دل، نوشته، امیر، وطن، شرف، حرف هایی که باید گفته میشد،
[ دهم خرداد 92 ] [ 23:07 ] [ noT .. ] [ نظرات() ]


http://maliamering.jimdo.com/2015/03/29/heel-aches
هجدهم مرداد 96 18:31
Nice weblog here! Additionally your site so much up
fast! What web host are you the usage of? Can I
get your associate hyperlink in your host? I wish my site loaded up as
fast as yours lol
سـانتی مـانتال
سی و یکم خرداد 92 22:49
عـادیہ دَد ایـن تو طایفہ مـا عادیہ :)) همیـن نوم دیدی شده خالم یا عمم اصـن یوعضی :))




باشـد ددی /// چیزه پول میخواستم :D:-S
پاسخ noT ..: :)) اینجـا نمیشه گفت.. بعدا تو یاهو یادم بنداز بت بگم =))


پــــــــــــــــــــــــــــــــول؟ :-L مگه من سر گنج نشستم که جنابالی صبح تا شب از من پول میخوای؟:| مگه تو چیکارشون میکنی این پولا رو؟ :| میری خرج اون دوستای خرت میکنی:|
سـانتی مـانتال
سی و یکم خرداد 92 09:48
اااا دَد پـس نوه ی منہ و نتیجہ ی تو دیگہ:))



هان ددی:O قـربونت بشـم من فـدات بشم من دورت بگردم مـن ماشیـنتو نمیخوای بشورم؟! ماساژت بـدم بابایی؟:x:D
پاسخ noT ..: :D پیچیده تر از ایناس که میگی:))

لازم نکرده اینقدر پاچه خواری کنی.. بیا جورابامو بشور شاید نظرم عوض شد=))
سـانتی مـانتال
سی ام خرداد 92 22:14
ایـن نـازیلا چقـده آشنـا میـاد:))

خخخـا متن میگتم خـدا بہ کی رفتم نـگو کپ ددیمـم :D
پاسخ noT ..: :D فندخی خودمونه..

:)) یه حسی بهم میگه پول تو جیبیتو 3هفته قطع کنم =)) خیلی این حسو دوس دارم
←• ηαzιℓαω •→
بیست و پنجم خرداد 92 00:58
اَهــدافـــت تــو حلقــمـ
پاسخ noT ..: راضـی به زحمتتون نیستیـم :))
←• ηαzιℓαω •→
بیست و سوم خرداد 92 12:46
AmiRi,, eyFAL dari,,FAghat HAmin

__

در ضمـــن خعــلی تفــریکـــ میگـمـ برگشتــَــنـہ دوبـارتـــو خــعــلی خـری دمــت گــرمـ
پاسخ noT ..: فــَـدای تـو

دیگـه خیـلی بـا خودم کلنجـار رفتـَـم کـه چـه کـُـنم .. آخرش تصمیم گرفتـیم اینجـا رو تاسیـس کنیـم بـا هدف پیشرفت جـامعه :پی :دی

یـا حق
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر